هنر را از پدر و عشق را از مادر یاد گرفتم .

بر روی عکس کلیک کنید . . .
در ابتدا از مسئولین سایت هرمزگانی دات نت تشکر می کنم . در واقع گروه کلیز کارش را از فروردین سال 82 و با آموزشگاه لیوا آغاز کرد که جا دارد از جناب آقای عابدینی در همینجا سپاسگزاری کنم . آقای مصطفی قاسمی برای جمع آوری اعضای گروه زحمات بسیار زیادی را متحمل شدند ، آقای حمید عوض زاده نیز به جمع ما پیوستند آقای علی رضایی شریف رابطه دوستانه دارم . تقریبا از سال 1370 گیتار را شروع کردم ، آقای رضایی شریف به من پیشنهاد دادند که بر روی چند تا از آثارشان آهنگ و تنظیم داشته باشم از این زمان به بعد بود که به شکل جدی وارد مقوله تنظیم آهنگ شدم . پدر من هم نوازنده عود و ویولن بود . 20 مهر ماه 1354 به دنیا آمدم و فرزند پسری هم به نام علی دارم . در آن زمان گیتار به شکل اتفاقی و به صورت امانت که دراختیار پدرم بود وارد خانه امان شد و مشوق اولیه من در زمینه موسیقی پدرم بوده است و به قولی هنر را از پدر و عشق را از مادر یاد گرفتم . کار جدی ام در زمینه گیتار را از سال1374 و با موسیقی فلامنکو و کلاسیک آغاز کردم در همان سال با آفای مهران پورغلام تنها نوازنده ساکسفون در بندرعباس آشنا شدم و ارتباط جزئی با کانون موسیقی ( کانون شهید سامپور) پیدا کردم و تمریناتی را با آقای پور غلام و علی عرب در زمینه موسیقی داشتم . حدودا سال 1378 تصمیم گرفتم با کار بر روی اشعار آقای علی رضایی شریف در زمینه آهنگسازی خود را به صورت جدی تری محک بزنم 3 یا 4 سال به همین خاطر خانه نشین شدم و فقط تمرین می کردم . 20 یا 25 کار از آقای علی رضایی شریف را تنظیم کرده ام و همیشه سعی کرده ام در زمینه موسیقی به روز باشم البته با موسیقی مصرفی کاملا مخالفم که آن هم جای بحث دارد . در زمینه موسیقیایی به نام موسیقی معنوی من کاری را در زمینه موسیقی معنوی می دانم که ریشه د ار، پر محتوا وماندگار باشد بین لحن ، ساختار ، بافت و همه اینها ارتباط مناسبی باشد که به نظر من همه اینها به شخصیت آن موزیسین نیز ارتباط پیدا می کند . آهنگ محمد رسول الله را شخصی غیر مسلمان ساخته و حدودا پنجاه سال است که هنوز ماندگار است و من این کار را معنوی می نامم و مشخص است که ایشان شخصیت محمد ( ص ) را حس کرده است . موسیقی ریشه در زمین و سر در آسمان دارد و در واقع الهی است بنابراین تزویر و دورویی جایی در این هنر ندارد . بتهوون می گوید من ندای ملکوت را به شما معنا می کنم این صدا را می شنوم و آن را به صورت الیاف موسیقی به شما تحویل می دهم و به نظر من موسیقی حقیقی این است .
گفته ای را از موزیسین بزرگ کشورمان جناب آقای کوروش یغمایی نقل می کنم که گفته است " آثاری که موزیسینهای کنونی کشور ما از خود بر جای می گذارند همان چرکنویسهای موسیقی دهه پنجاه هم نسلهای من است ". و دقیقا به همین شکل است شما می بینید که موزیسین امروزی آثارش کپی کارهای خواننده ها و نوازنده های دهه های گذشته کشور است و این یعنی در جا زدن و توقف و حتی حرکت رو به عقب .
کسی در عرصه موسیقی می تواند موفق باشد که موسیقی را خوب گوش کند .
حدود 15 سال است که کارهای آقای دولیستیا را دنبال می کنم و در واقع موسیقی فلامنکو را از پدرشان به ارث بردند . من ایشان را جزء فلاسفه موسیقی می دانم و پیشنهاد می کنم حتما آثارایشان را به خوبی مطالعه کنید وسعت کار این اساتید جهانی موسیقی در حد دریا است . ما هم موسیقی خوبی داریم ، موسیقی فولکلور هرمزگان بسیار غنی است ، جنس صدای ناب و منحصر به فردی داریم اما مناسفانه با اینکه نوازنده های خوبی داریم ساختار موسیقیاییشان پر از ایراد است و رو یه عقب حرکت می کنند دیگر کار فولکلور خوبی ساخته نمی شود و فقط همان کارهای قدیمی زیبا هستند . جنس موسیقی فولکلور هرمزگان خاص است مثلا جنس جفتی خاص است ، دهل و کسر خاص است . البته موسیقی فولکلور را من بسیار کم و گذرا گوش می کنم در واقع این موسیقی جایی اجرا نمی شود که من بتوانم به عنوان شنونده به آنجا بروم و یک کار خوب گوش کنم من باید کار موسیقی فولکلور استانم را از پخش ماشینی آن هم بسیار اتفاقی بشنوم که اجحاف بزرگی در حق این موسیقی است . 20 روز هم به همراه هنرمندان موسیقی استان به سوئد رفتم که خوب بود اما حقیقتش من هیچگونه بهره علمی از این سفر نبردم و امیدوارم دوستانمان در کانون هنر سوئد به این نکته توجه کنند که حداقل این دوستان را ببرند ارکستر سمفونیها وآثار موسیقیایی آنجا را ببینند. در آنجا من با قنبر راستگو ( خالو قنبر ) آشنا شدم . می دانم تعجب می کنید اما باور کنید من خالو قنبر را در سفر سوئد دیدم و آشنا شدم هنرمند بزرگی که سالهاست با یکدیگر در همین شهر و در کنار یکدیگر زندگی می کنیم . من آنجا فهمیدم که ترانه مینو گلستانن و ماهی گیری بو کارم از ایشان است و این ضعف اطلاع رسانی را نشان می دهد ایشان در آنجا خیلی اجرای موسیقی داشتند نواختند و خواندند و برایم بسیار حیرت انگیز بود که حتی یک لحظه هم حس نکردم خالو قنبر فالش بخواند مانند کسی می خواند که دوره سلفژ را گذرانده و یا تحصیلات آکادمیک دارد .
این همه تنوع ریتم در هرمزگان ، دهل و کسر ، لیوا ، خلیجی ، زار و . . . در هیچ جای کشور نمی توانید پیدا کنید ریتمهایی ریشه دار که قرابت بسیار زیادی با آفریقا و حتی ریتمهای لاتین دارد . موسیقیهای قدرتمند جهان ریشه در موسیقی شرقی دارند ، موسیقی اسپانیا ریشه در همین موسیقی شرقی دارد حتی برخی از دستگاههای موسیقی مثل فاندانگو ریشه در موسیقی عربی دارد و حتی ساز گیتار .
تحقیق ، گسترش و نو آوری و موسیقی علمی راههای پیشرفت ماست . ما حتی موسیقی ایرانی امان هم هنوز در ارکسترا جای ندارد و این به دلیل همان مشکلی است که اشاره شد . ما باید موسیقی بزرگان جهان را گوش کنیم و حتی الهام و یاد بگیریم . موسیقی عربی نیز بسیار قوی است و سبک موسیقی خلیجی ما هرمزگانیها نیزتحت تاثیر این موسیقی است وما موسیقی عربی را زیاد گوش کرده ایم به دلیل شرایط جغراافیایی امان و این را نمیتوانیم کتمان کنیم و لهجه موسیقی تحت تاثیر این موسیقی است و غیر قابل انکار . لهجه در موسیقی بسیار مهم است حالا این موسیقی راک باشد یا متال یا جاز . امیدوارم که بتوانیم روزی موسیقی خودمان را جهانی کنیم و این مستلزم این امر است که سبکهای موسیقی هرمزگان را ثبت کنیم . اگر اشتباه نکنم حدود 800 ریتم در جهان هم اکنون ثبت شده است . کسانی که سواد موسیقی بالا دارند باید بر روی این موسیقی تحقیق کنند .
آدمها دو دسته هستند ، دسته اول آنهایی که وقتی صبح از خواب بیدار می شوند دنبال به دست آوردن هستند و این افراد می توانند تاجر باشند اما دسته دوم کسانی هستند که به این فکر می کنند چه چیزی را می خواهند به این دنیا اضافه کنند و اینها هنرمندان هستند و جزء تفکرات هنری است و این حاصل نمی شود جز اینکه علم موسیقی را به همراه داشته باشیم .
نمی توانم بگویم موسیقی چه تاثیری بر روی زندگی ام گذاشته است و سوال سختی است اما حقیقت امر این است که من زندگی ام را بر روی موسیقی متمرکز کردم و همیشه هم تنها بوده ام حتی زمانیکه با دوستانم که اهل موسیقی هستند باشم . متاسفانه خیلی از دوستان به من می گویند مردم پسند کار کن و موسیقی ات مردم پسند نیست به نظر من ما باید به مردم خط بدهیم و در واقع با این نوع موسیقی که اکنون داریم ، به ضرر مردم کار می کنیم و با بد کار کردن با موسیقی مصرفی به حس موسیقی اشان لطمه می زنیم . ارسطو می گوید اگر دیدید بافت یک جامعه در حال خراب شدن است بدانید که موسیقی آن مردم بد و خراب است .
گروه موسیقی کلیز تا بحال دو کنسرت رسمی را در سطح شهر بندرعباس اجرا کرده است . من سعی می کنم که با تلفیق رابطه بین لحن و کلام و عناصر دیگر را در موسیقی بومی خودمان نیز رعایت کنیم . علیرغم تمامی مشکلات مالی و کمبود امکانات به فکر سود و زیان نیستیم و هدف گروه کلیز ارتفای موسیقی استان است .
برای همه هنرمندان استان و سایت هرمزگانی دات نت آرزوی موفقیت دارم . هرمزگانی دات نت