. استاد، احمد حبيب زاده چگونه وارد عرصه هنر شد؟
ج: برادرم علي حبيب زاده بازيگر خوب زمان خودش بود و به همراه مرحوم ابراهيم منصفي در تنها سالن روباز دبستان جاويد آن زمان تئاتر كار مي كردند . از دبيرستان ششم بهمن كار خود را شروع كردم. اولين نمايش كه نامش را مرحوم منصفي انتخاب كرد « بم با يه » بود كه در دبيرستان جاويد اجرا كرديم . سال دوم (سيكل اول) نمايش آموزشگاهي كار مي كردم و هر چهار شنبه بعدازظهر با تئاتر در دبيرستان برگزار مي شد. «فريدون و ضحاك» به كارگرداني علي حبيب زاده را در سالن روباز فرمانداري اجرا كرديم كه من نقش ضحاك را بازي كردم و اكبر قويدل، علي حبيب زاده ، رحمت پاكدامن و خانم دژاكام نيز بازيگران ديگر نمايش بودند. آن موقع ابراهيم منصفي كتابي نوشته بود بنام مرواريد ساحل (گلهاي اندوه). منصفي و علي حبيب زاده يك زوج كامل هنري بودند. بعد از اين نمايش « از پا نيفتاده ها» اثر غلامحسين ساعدي (گوهر مراد) را با همكاري علي حبيب زاده روي صحنه برديم. همزمان با اين نمايش علي نصيريان و جمشيد مشايخي از تهران دعوت شده بود و تئاتر ملي را در سالن تربيت بدني اجرا كردند . در اين دوره جهت مسابقات آموزشگاهي به رامسر رفتيم و در كلاس مصطفي اسكويي شركت كردم.
. استاد، در آن دوره بازيگري ديگري هم حضور داشتند؟
ج ـ بله عبدالهادي معتمدي استاد ما در سيكل دوم بود كه با گروه «گشر» آثاري از چخوف و برشت را اجرا مي كرد در اين دوره اولين تله تئاتر بومي بنام «زار» را كه نقش كدخدا بازي مي كردم ضبط تلويزيوني شد و از شبكه سراسري پخش شد. آيه هاي زميني فروغ فرخزاد نيز همرا با تيتراژ نوشته شده بود.
. وضعيت فعلي تئاتر هرمزگان را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
ج ـ هر چند با گذشت زمان، مردم به سوي بهبودي و پيشرفت گام بر مي دارد تئاتر هرمزگان منهاي ميناب ، متاسفانه دچار ركود شده و هنرمندان نتوانسته اند جاي گذشتگان را پر كند . تئاتر من در آوردي به نام «فرم» را از استانهاي ديگر مي آوردند (حكم كلاغ را يافته اند كه مي خواهد راه رفتن كبك را ياد بگيرد خودش را نيز فراموش مي كند) و رسالت خود را كه رئال بود گم كرده اند. تازه افتخار هم مي كنند ما نبايد من در آوردي ارائه كنيم. غلامحسين ساعدي با آن همه عظمتش كتاب اهل هوا را با استفاده از نظرات بابا زار و ماما زار نوشت اين نشانه بالندگي آيين هاي نمايشي هرمزگان است. در حاليكه برخي به خود اجازه مي دهند از هر نويسنده اي يك چيز بگيرند و قاطي كنند و اسم خودشان را زيرش بنويسند . عده اي هم بزرگوارانه حرفي نمي زنند. اين مسائل باعث مي شود تماشاچي از هنر گريزان شود.
. استاد، ظاهراً از وضعيت موجود نگران هسيتد؟
جـ تئاتر آيينه طبيعت است. ما بايد به عنوان هنرمند حرف دل مردم را بزنيم هنرمند بايد به جامعه خدمت كند نه در راستاي اهداف قشر خاصي گام بردارد. تماشاچي وقتي مي بينيد هر كسي به فكر مسائل شخصي خودش است، نمي آيد وقت بگذارد . در بندرعباس هر كس از راه مي رسد نام خود را كارگردان مي گذارد. انجمن نمايش و اداره ارشاد نبايد بدون اطلاع از سوابق هنري افراد به آنها اجازه دهند كه با آبروي تئاتر هرمزگان بازي كنند.
. شما چند دوره داور جشنواره هاي تئاتر بوده ايد. از اين ديدگاه حرف بزنيد؟
ج ـ داوران در حال حاضر همه چيز مي بينند جز تئاتر روي صحنه. متاسفانه افرادي كه الفباي تئاتر را نمي دانند از خارج استان مي آيند و هنرمندان استان را به عنوان بازيگر خود در نمايش استفاده مي كنند . بودجه استان را مي گيرند و آخر كار هم يك اثر آبكي اجرا مي كنند اين معضل جدي در تئاتر استان است . در جشواره فجر، هرمزگان يكي از قطبهاي تئاتر كشور بود اما در حال حاضر عده اي سهواً يا عمداً تيشه به ريشه هنر اين استان زده اند.
. بعد از سال ۵۰، ديگر كار هنري نكرديد؟
ج ـ چرا در سال ۵۱ با تلاش استاد جواد سميعيان كه كارشناس فرهنگ و هنر بود نمايش «نوك آن كوه بلند، پاي آن چشمه نور» را در سالن ۱۷ دي (۱۷ شهريور فعلي) اجرا كرديم بهترين هنرمندان آن دوره غلام قاصد، پرويز مهاجر، علي طالبي ، رضا عباس نژاد ، غلامعباس سنجرزاده و خانم دژاكام در اين نمايش به ايفاي نقش پرداختند و من براي اولين بار يك دفترچه بانكي با ۳۰۰۰تومان پول جايزه گرفتم .
. استاد سال ۵۸ يعني بعد از انقلاب شكوهمند اسلامي ايران، شما دوباره گروه هنري تشكيل داديد؟
ج ـ بله . در آن سال نمايش « از پا نيفتاده ها» را در نوروز اجرا كرديم كه با استقبال خوبي همراه بود و هر شب ۵۰۰ تا ۶۰۰ تماشاچي مي آمدند . جلسه نقد و بررسي هم بود. منظورم اين است كه از اجراي خوب گروه تعجب مي كردند . استاد پريش، عكاس گروه بود و مسوول امور تربيتي ديدن نمايش آزاد بود و بليطي نبود و نمايش در همين حوالي» بهروز رهبر را در بندرعباس اجرا كرد. در سال بعد نيز نمايش «عمو زنجير باف» استاد پريش را با همكاري علي كميلي ، عبدالله دستان، فريدون فاضلي، محمد رضا ناظرزاده، جهانگير بابايي ، داريوش هنري و مرتضي قديري در بندرعباس اجرا كرديم. پس از آن مدير مدرسه ۱۷ شهريور سالن را از ما گرفت و به انباري تبديل كرد.
. استاد حبيب زاده ، نگفتيد شغلتان چيست؟
ج ـ ۳۳ سال معلم بودم در راهنمايي ۲۵ شهريور آن زمان، انديشه ،امير كبير دبيرستان شهيد ذاكري و حقاني و مدرسه چمران و ويژه فرهنگيان تدريس كرده ام.
. اولين و آخرين حقوق دريافتي تان چقدر بود؟
ج ـ اولين حقوقم ۱۸۰۰ تومان بود. در حال حاضر هم ۴۰۰ هزارتومان دريافتي دارم. استاد احمد حبيب زاده از كسي هم گله مند است؟ ج ـ عده اي آمدند و گفتند حبيب زاده ها تئاتر هرمزگان را خراب كردند و كار بلند نبودند . سعي كرند ما را خانه نشين كنند. اما نتوانستد جا پاي بزرگان بگذارند. خودشان خواسته يا ناخواسته تئاتر استان را نابود كردند.

. استاد فعاليت انجمن هاي نمايش در استان چگونه است؟
ج ـ ما در هرمزگان تئاتر نداريم . چون تئاتر هنري تاثيرگذار است. وقتي كسي تئاتر كار مي كند متوجه مي شود در حال حاضر چه بلايي سر اين هنر استان آورده اند انجمن نمايش بندرعباس بدون مشورت با بزرگان هنر، كار خودش را مي كند و به هر كسي مجوز كارگرداني مي دهد كه تئاتر كار مي كند. آدم با تماشاي آثار اين افراد شرمنده مي شود. اداره ارشاد بايد بر انجمن ها نظارت كامل داشته باشد. متاسفانه در حال حاضر انجمن نمايش در بندرعباس به دو قطب تبديل شده اند و ديگران در آن جايي ندارند (استاد با ناراحتي نام دو گروه نمايش را ذكر كرد)
. نظر شما درباره فعاليت سازمان فرهنگي ورزشي شهرداري چيست؟
جـ اين سازمان را فقط ما با نام فوتبال مي شناسيم . انتقاد از فرهنگ را هنوز بطور جدي نديده ايم . اين سازمان بايد از نظر كارشناسان خبره استفاده كند. متاسفانه بازيهاي بومي كه جزپی از تاريخ هرمزگان است برنامه هاي اين سازمان جايي ندارد.
. جشنواره تئاتر ماه توسط حوزه هنري هرمزگان برگزار شد. ارزيابي شما از اين گونه جشنواره ها چيست؟
ج ـ من با سيروس كهوري نژاد كه داور جشنواره بود صحبت كردم سيروس مي گفت چند سال قبل كه داور بود. كارها ضعيف بود،امسال ضعيف تر شده است. رييس حوزه بايد از مربيان و كارشناسان خبره استفاده كند. بايد به پيشكسوتان اهميت بدهد تا جوانان خشت اول را كج بنا نكنند.
. ولي استاد رضايي معاون فرهنگي هنري حوزه است؟
ج ـ علي رضايي خدا حفظش كند. عاشق مردم است و فردي فهيم و فرهيخته و درويش اما كار آموزشي دست رضايي نيست.
. در سينما هم فعاليت داشته ايد؟
ج ـ بله ، چند ی قبل در فيلم سرزمين جنوبي من به كارگرداني نوري زاده نقش آفريني كردم. آدم فهميده اي بود. استاد، زياد وقت شما را گرفتم .
. حرف نگفته اي باقي نمانده؟
ج ـ استاد لبخند مي زند. اولين لبخندش در طول اين گفت و گو بود به استاد پريش نگاه مي كند و مي گويد: يك ديالوگ از نمايش چشم هاي خيره به راه استاد علي رضايي به ياد دارم. « تا كوچكند مال اين خاك و آبادي اند . اما وقتي بزرگ مي شوند، كوچ مي كنند آن ور آب. آنوقت رفتن شماها را ديدند كه فكر مي كنند رفتن از اينجا امر واجبيه»
صداي اذان كه بلند مي شود استاد برمي خيزد شايد ميرود كه براي تئاتر و هنرمندان هرمزگان دعا كند.
گفتگو : علی اکسیر خبرنگار