گپ و گفت علی اکسیرخبرنگار با احمد حبیب زاده

 

احمد حبیب زاده پیشکسوت تئاتر: در هرمزگان تئاتر نداریم!!!

 


اشاره : تتاتر از دل آیین زاده شده ، آیین یعنی رسم و رسوم. آیین های نمایشی در هرمزگان سابقه ای دیرینه دارند. آیین باران ، علم گردانی، رقص تابوت و رقص حجله، سبزه پری ،‌ زار،‌لیلی، شوشی و رشکی از جمله مراسمی است که در بسیاری از مناطق هرمزگان مرسوم بوده و فرهنگ و هنر بومی استان را در بر می گیرد. استفاده از آیین های دیرینه هرمزگان کهن در تئاتر باعث شد به سراغ یکی از خاک خورده های صحنه نمایش برویم. احمد حبیب زاده پیشکسوت هنر تئاتر در هرمزگان متولد ۳/۱۱/۱۳۳۰ می باشد که در محله گور فرنگ در بندرعباس به دنیا آمد. پدرش نانوا بود و مادرش معلم. بنابراین استاد معلمی را پیشه کرد تا بیاموزد آنچه را آموخته بود. صبح یک روز پاییزی در هنرستان هنرهای زیبا با هماهنگی استاد پریش گپ و گفتی صمیمانه داشتیم. استاد حبیب زاده ناگفته های زیادی در دل داشت.متن گفتگو در پی می آید : قابل ذکر است اسامی مکان و اشخاص مربوط به دوره جوانی استاد است .

ادامه متن

. استاد، احمد حبیب زاده چگونه وارد عرصه هنر شد؟ 

 

ج: برادرم علی حبیب زاده بازیگر خوب زمان خودش بود و به همراه مرحوم ابراهیم منصفی در تنها سالن روباز دبستان جاوید آن زمان تئاتر کار می کردند . از دبیرستان ششم بهمن کار خود را شروع کردم. اولین نمایش که نامش را مرحوم منصفی انتخاب کرد « بم با یه » بود که در دبیرستان جاوید اجرا کردیم . سال دوم (سیکل اول) نمایش آموزشگاهی کار می کردم و هر چهار شنبه بعدازظهر با تئاتر در دبیرستان برگزار می شد. «فریدون و ضحاک» به کارگردانی علی حبیب زاده را در سالن روباز فرمانداری اجرا کردیم که من نقش ضحاک را بازی کردم و اکبر قویدل، علی حبیب زاده ، رحمت پاکدامن و خانم دژاکام نیز بازیگران دیگر نمایش بودند. آن موقع ابراهیم منصفی کتابی نوشته بود بنام مروارید ساحل (گلهای اندوه). منصفی و علی حبیب زاده یک زوج کامل هنری بودند. بعد از این نمایش « از پا نیفتاده ها» اثر غلامحسین ساعدی (گوهر مراد) را با همکاری علی حبیب زاده روی صحنه بردیم. همزمان با این نمایش علی نصیریان و جمشید مشایخی از تهران دعوت شده بود و تئاتر ملی را در سالن تربیت بدنی اجرا کردند . در این دوره جهت مسابقات آموزشگاهی به رامسر رفتیم و در کلاس مصطفی اسکویی شرکت کردم.

 

 . استاد، در آن دوره بازیگری دیگری هم حضور داشتند؟

 

 ج‌ ـ بله عبدالهادی معتمدی استاد ما در سیکل دوم بود که با گروه «گشر» آثاری از چخوف و برشت را اجرا می کرد در این دوره اولین تله تئاتر بومی بنام «زار» را که نقش کدخدا بازی می کردم ضبط تلویزیونی شد و از شبکه سراسری پخش شد. آیه های زمینی فروغ فرخزاد نیز همرا با تیتراژ نوشته شده بود.

 

 . وضعیت فعلی تئاتر هرمزگان را چگونه ارزیابی می کنید؟

 

ج ـ هر چند با گذشت زمان، مردم به سوی بهبودی و پیشرفت گام بر می دارد تئاتر هرمزگان منهای میناب ، متاسفانه دچار رکود شده و هنرمندان نتوانسته اند جای گذشتگان را پر کند . تئاتر من در آوردی به نام «فرم» را از استانهای دیگر می آوردند (حکم کلاغ را یافته اند که می خواهد راه رفتن کبک را یاد بگیرد خودش را نیز فراموش می کند) و رسالت خود را که رئال بود گم کرده اند. تازه افتخار هم می کنند ما نباید من در آوردی ارائه کنیم. غلامحسین ساعدی با آن همه عظمتش کتاب اهل هوا را با استفاده از نظرات بابا زار و ماما زار نوشت این نشانه بالندگی آیین های نمایشی هرمزگان است. در حالیکه برخی به خود اجازه می دهند از هر نویسنده ای یک چیز بگیرند و قاطی کنند و اسم خودشان را زیرش بنویسند . عده ای هم بزرگوارانه حرفی نمی زنند. این مسائل باعث می شود تماشاچی از هنر گریزان شود.

 

. استاد، ظاهراً از وضعیت موجود نگران هسیتد؟

 

 ج‌ـ تئاتر آیینه طبیعت است. ما باید به عنوان هنرمند حرف دل مردم را بزنیم هنرمند باید به جامعه خدمت کند نه در راستای اهداف قشر خاصی گام بردارد. تماشاچی وقتی می بینید هر کسی به فکر مسائل شخصی خودش است، نمی آید وقت بگذارد . در بندرعباس هر کس از راه می رسد نام خود را کارگردان می گذارد. انجمن نمایش و اداره ارشاد نباید بدون اطلاع از سوابق هنری افراد به آنها اجازه دهند که با آبروی تئاتر هرمزگان بازی کنند.

 

. شما چند دوره داور جشنواره های تئاتر بوده اید. از این دیدگاه حرف بزنید؟

 

 ج ـ داوران در حال حاضر همه چیز می بینند جز تئاتر روی صحنه. متاسفانه افرادی که الفبای تئاتر را نمی دانند از خارج استان می آیند و هنرمندان استان را به عنوان بازیگر خود در نمایش استفاده می کنند . بودجه استان را می گیرند و آخر کار هم یک  اثر آبکی اجرا می کنند این معضل جدی در تئاتر استان است . در جشواره فجر، هرمزگان یکی از قطبهای تئاتر کشور بود اما در حال حاضر عده ای سهواً یا عمداً تیشه به ریشه هنر این استان زده اند.

 

. بعد از سال ۵۰، دیگر کار هنری نکردید؟ 

 

ج ـ چرا در سال ۵۱ با تلاش استاد جواد سمیعیان که کارشناس فرهنگ و هنر بود نمایش «نوک آن کوه بلند، پای آن چشمه نور» را در سالن ۱۷ دی (۱۷ شهریور فعلی) اجرا کردیم بهترین هنرمندان آن دوره غلام قاصد، پرویز مهاجر، علی طالبی ، رضا عباس نژاد ، غلامعباس سنجرزاده و خانم دژاکام در این نمایش به ایفای نقش پرداختند و من برای اولین بار یک دفترچه بانکی با ۳۰۰۰تومان پول جایزه گرفتم . 

. استاد سال ۵۸ یعنی بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، شما دوباره گروه هنری تشکیل دادید؟

ج ـ بله . در آن سال نمایش « از پا نیفتاده ها» را در نوروز اجرا کردیم که با استقبال خوبی همراه بود و هر شب ۵۰۰ تا ۶۰۰ تماشاچی می آمدند . جلسه نقد و بررسی هم بود. منظورم این است که از اجرای خوب گروه تعجب می کردند . استاد پریش، عکاس گروه بود و مسوول امور تربیتی دیدن نمایش آزاد بود و بلیطی نبود و نمایش در همین حوالی» بهروز رهبر را در بندرعباس اجرا کرد. در سال بعد نیز نمایش «عمو زنجیر باف» استاد پریش را با همکاری علی کمیلی ، عبدالله دستان، فریدون فاضلی، محمد رضا ناظرزاده، جهانگیر بابایی ، داریوش هنری و مرتضی قدیری در بندرعباس اجرا کردیم. پس از آن مدیر مدرسه ۱۷ شهریور سالن را از ما گرفت و به انباری تبدیل کرد.

. استاد حبیب زاده ، نگفتید شغلتان چیست؟

 ج ـ ۳۳ سال معلم بودم در راهنمایی ۲۵ شهریور آن زمان، اندیشه ،امیر کبیر دبیرستان شهید ذاکری و حقانی و مدرسه چمران و ویژه فرهنگیان تدریس کرده ام.

 

. اولین و آخرین حقوق دریافتی تان چقدر بود؟ 

 

ج ـ اولین حقوقم ۱۸۰۰ تومان بود. در حال حاضر هم ۴۰۰ هزارتومان دریافتی دارم. استاد احمد حبیب زاده از کسی هم گله مند است؟ ج ـ عده ای آمدند و گفتند حبیب زاده ها تئاتر هرمزگان را خراب کردند و کار بلند نبودند . سعی کرند ما را خانه نشین کنند. اما نتوانستد جا پای بزرگان بگذارند. خودشان خواسته یا ناخواسته تئاتر استان را نابود کردند.

            

 

استاد فعالیت انجمن های نمایش در استان چگونه است؟

 

ج ـ ما در هرمزگان تئاتر نداریم . چون تئاتر هنری تاثیرگذار است. وقتی کسی تئاتر کار می کند متوجه می شود در حال حاضر چه بلایی سر این هنر استان آورده اند انجمن نمایش بندرعباس بدون مشورت با بزرگان هنر، کار خودش را می کند و به هر کسی مجوز کارگردانی می دهد که تئاتر کار می کند. آدم با تماشای آثار این افراد شرمنده می شود. اداره ارشاد باید بر انجمن ها نظارت کامل داشته باشد. متاسفانه در حال حاضر انجمن نمایش در بندرعباس به دو قطب تبدیل شده اند و دیگران در آن جایی ندارند (استاد با ناراحتی نام دو گروه نمایش را ذکر کرد)

 

. نظر شما درباره فعالیت سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری چیست؟

 

ج‌ـ این سازمان را فقط ما با نام فوتبال می شناسیم . انتقاد از فرهنگ را هنوز بطور جدی ندیده ایم . این سازمان باید از نظر کارشناسان خبره استفاده کند. متاسفانه بازیهای بومی که جزپی از تاریخ هرمزگان است برنامه های این سازمان جایی ندارد.

. جشنواره تئاتر ماه توسط حوزه هنری هرمزگان برگزار شد. ارزیابی شما از این گونه جشنواره ها چیست؟ 

 

ج‌ ـ من با سیروس کهوری نژاد که داور جشنواره بود صحبت کردم سیروس می گفت چند سال قبل که داور بود. کارها ضعیف بود،‌امسال ضعیف تر شده است. رییس حوزه باید از مربیان و کارشناسان خبره استفاده کند. باید به پیشکسوتان اهمیت بدهد تا جوانان خشت اول را کج بنا نکنند.

. ولی استاد رضایی معاون فرهنگی هنری حوزه است؟

ج ـ علی رضایی خدا حفظش کند. عاشق مردم است و فردی فهیم و فرهیخته و درویش اما کار آموزشی دست رضایی نیست.

 

. در سینما هم فعالیت داشته اید؟ 

 

ج ـ بله ، چند ی قبل در فیلم سرزمین جنوبی من به کارگردانی نوری زاده نقش آفرینی کردم. آدم فهمیده ای بود. استاد، زیاد وقت شما را گرفتم .

 

. حرف نگفته ای باقی نمانده؟ 

 

ج ـ استاد لبخند می زند. اولین لبخندش در طول این گفت و گو بود به استاد پریش نگاه می کند و می گوید: یک دیالوگ از نمایش چشم های خیره به راه استاد علی رضایی به یاد دارم. « تا کوچکند مال این خاک و آبادی اند . اما وقتی بزرگ می شوند، کوچ می کنند آن ور آب. آنوقت رفتن شماها را دیدند که فکر می کنند رفتن از اینجا امر واجبیه»

 

صدای اذان که بلند می شود استاد برمی خیزد شاید میرود که برای تئاتر و هنرمندان هرمزگان دعا کند.

گفتگو : علی اکسیر خبرنگار


FOLLOW PAGE JOIN CHANNEL