صفحه اصلی / تازه های هرمزگانی / مصاحبه / مصاحبه ۲ – نیما صفا درگیری

مصاحبه ۲ – نیما صفا درگیری

نیما صفا : “راه اندازی مرکز آرشیو و اسناد تاریخی ضرورت استان هرمزگان است”

http://s9.picofile.com/file/8311639384/Hormozgani_new2_.jpg

هرمزگانی دات نت به نقل از دریای اندیشه ، نیما صفا جوان انرژیک و پر توان هرمزگانی نامی آشنا در بین اهالی فرهنگ  و پژوهش است. نیما نامش با چند رویداد و اتفاق فرهنگی گره خورده است. نخست، پژوهشی در مورد نام خلیج فارس و روایتی از حضرت رسول درباره خلیج فارس که این حدیث توسط علمای شیعه و سنی مورد تائید قرار گرفت و مهر تائیدی بر حقانیت ایرانیان بر شاخاب پارس شد. دوم، مساله انتزاع ۵ روستای فارسی،اکبری، صورباش (سرو باش)،تمبو شمالی و تمبو جنوبی از گاوبندی (پارسیان) و مقاومت مردم هرمزگان در برابر این دراز دستی لامردی ها و استان فارسی ها بود ،جوان حقوقدان هرمزگانی یکی از  ستون های مقاومت مردم هرمزگان در برابر این تعدی بود.حضورش  در کنار گابندینی ها (اهالی گاوبندی) و ارائه  ادله و براهین حقوقی سبب شد تا نیما صفا چهره ای شناخته شود و در قواره یک چهره اجتماعی نمود یابد. سوم، پیگیری بازسازی و مرمت عمارت کلاه فرنگی، قدیمی ترین ابنیه بندرعباس که هم اینک در تملک حوزه علمیه بندرعباس است،گرچه تلاشش در مورد آخر به سر انجامی مشخص نرسیده است اما روشنگری وی در اهمیت عمارت کلاه فرنگی که می تواند نماد کهنسالی بندرعباس باشد، سبب برانگیختن حس کنجکاوی و حساسیت مردم شد. نیما صفا متولد ۱۳۶۶ و دانش آموخته ارشد رشته حقوق و هم اکنون در دوره دکترای  این رشته  مشغول به تحصیل است. چهارشنبه سوم آبان ماه نمایشگاهی از اسناد،قباله ها،بنچاق ها و عکسهای خاندان صفا در سرسرای موزه مردم شناسی خلیج فارس افتتاح شد. در این نمایشگاه فرصتی پیش آمد تا با بزرگان و معمرین خاندان صفا دیدار  داشته باشم. خاندان صفا  خانواده ای شناخته شده در بندرعباس هستند، دکتر ابراهیم صفا اولین پزشک هرمزگانی که در بندرعباس طبابت کرد،مرحوم  رییس عبدالله صفا و رییس قنبر صفا،رییس غلام صفا و عباس صفا ایسینی و  مرحومان حاج حسین صفا و حاج عبدالکریم صفا اعضای انجمن شهر بندرعباس در دهه پنجاه خورشیدی و … از شناخته شده ترین اعضای این فامیل هستند که منشا خدماتی شایانی در بندرعباس بودند.

●اسناد بایگانی شده یک طایفه یا خاندان چه اهمیتی در روند اجتماعی یک جامعه دارد؟
○یکی از مظاهر تمدنی بشر اختراع خط و به تبع آن ثبت وقایع مهم و اثر گذار اعم از مسائل مالی و اقتصادی و همچنین روابط اجتماعی افراد با یکدیگر است که با پیدایش و تکمیل آن در طول تاریخ ،اثری شگرف بر شاکله تاریخی جوامع بشری نهاده است و مسلماً بررسی محتوا و مفاهیم اسناد تاریخی بر جای مانده از نسل های پیشین،می تواند ما را در باز شناخت میزان  و نوع روابط اجتماعی جامعه و نیز چگونگی تنظیم روابط اجتماعی جامعه  و نیز تنظیم روابط به اصطلاح حقوقی و مالی فی ما بین آنها و همچنین سیر تحول و تکامل نفوذ و گستردگی مفاهیم گوناگونی که دارای بار شرعی  و نیز حقوقی  است، یاری دهد. علاوه بر اینها،وجود مکاتبات بین اشخاص از جنبه تاریخ اجتماعی آن منطقه نیز دارای اهمیت است. به میزان قدمت آثار و اسناد باقی مانده،می توان درک صحیحی از سطح دانش،نوع و چگونگی روابط مالی و همچنین جایگاه اجتماعی، سیاسی و مذهبی افراد گوناگون  در نسل های پیشین جستجو کرد. هر چند این اسناد به خاندان صفا و نیز برخی وابستگان سبب و نسبی آن مانند خانواده رحیمی (رحیمی پور) تعلق دارد، اما از آنجائی که این سندها به لحاظ جغرافیائی ،مناطق مختلفی را شامل می شود و نیز در بردارنده طیف وسیعی از عناوین و موضوعات متنوع است و در مکاتبات مزبور به اسامی مناطق جغرافیائی و اصطلاحات شرعی و فقهی حاکم بر شیوه تنظیم روابط مالی اشاره شده است و ذکری هم از افرادخارج از این خانواده که احیاناً یک سوی آن سند بوده و یا  بنا به دلایل مختلف نامی از افراد با جایگاه های متفاوت سیاسی،اجتماعی و مذهبی آمده است،لذا می تواند گویای بخشی از تاریخ اجتماعی هرمزگان باشد.

●اسناد ارائه شده خاندان صفا  در این مجموعه متعلق به چه تاریخی است؟
○اسنادی که در معرض نمایش قرار گرفته محدود به دوره تاریخی قاجار تا پهلوی بین سالهای ۱۱۸۸ تا ۱۳۴۴ هجری خورشیدی  و به ترتیب منطبق است با دوران سلطنت محمدشاه،ناصر الدین شاه،مظفر الدین شاه،محمدعلی شاه،احمدشاه قاجار و رضا شاه و محمدرضا شاه پهلوی است.

●عناوین و موضوعات این اسناد،قباله ها و بنجاق ها  چیست؟
○موضوعات و عناوین این اسناد شامل وقف نامه هاجهت وقف عام،وقف نامه جهت وقف خاص(وقف اولاد) ،قباله  مصالحه بر حسب ترکه بر حسب وصیت متوفی، تقسیم نامچه بین وراث بر مبنای وصیت نامه متوفی، قباله مصالحه شرعی مستغلات  و طلا و جواهر و غیره ،بنچاق مبایع نامه اراضی بین پدر و فرزند ،قباله واگذاری اراضی مزروعی به صورت غارسی ،هبه نامچه بین مادر و فرزند،قباله اشجار باغی،تمسک نامچه (ضمانت نامه) ،قباله بیع اراضی  و نخیلات  ما بین افرادی از خاندان صفا با سایرین، اجاره نامچه،بنچاق مصالحه شرعی ارثیه، مدارک تحصیلی، تلگراف شکوائیه نسبت به اوضاع نابه سامان امنیتی و نیز مسائل اقتصادی، نامه با موضوع رد بیع شرط و … است.

●آیا این اسناد تمامی اسناد تحت اختیار خاندان صفا است؟
○ نه، اسناد حاضر بخش کوچکی از از بنچاق ها،قباله ها و مکاتبات خاندان صفا در بندرعباس است. این اسناد نسل به نسل از اجداد به اخلاف منتقل شده است. البته متاسفانه بخشی از اسناد مهم و تاریخی به علت عدم توجه در نگهداری و پراکندگی آنها و نیز شدت تاثیر عوامل تخریب در طول زمان و نگهداری ناصحیح از بین رفته است یا امکان نمایش ندارد. با توجه به محدودیت فضای موزه و همچنین عدم امکان نمایش برخی از اسناد به دلیل وضعیت ناپایدار،سعی شده حتی الامکان از هر دوره تاریخی و نیز از هر موضوع، سندی انتخاب و در معرض بازدید عموم قرار گیرد.

●محدوده و گسترده جغرافیایی اسناد و آثار در معرض بازدید تا کجاست؟
○بخش عمده این  اسناد  محدود به جغرافیائی بندرعباس  و نواحی اطراف آن است. این انتخاب بدان علت انجام شده  که علاوه بر ارتباط موضوعی، سببی باشد برای شناخت بیشتر جنبه های تاریخ اجتماعی  مردمان همین منطقه،لذا این اسناد مربوط به ناحیه جغرافیائی بندرعباس (یا همان عباسی)  و بلوک و روستاهای تابعه آن از جمله روستاهای ایسین (عیسین) ،درگیر، سرخون،قاداهار، پاتل ایسین،روستاهای کوه گنو هم چون دزک،تنگ عالی جَت، کنده آب، مغ کمال است. البته برخی از روستاهای گنو  که در آن اسناد نامبرده می شود، هم اکنون خالی از سکنه است.

●همان گونه که خود اشاره کردی،اسناد تاریخی علاوه بر ماهیت روائی تاریخی  از منظر جامعه شناختی، ارتباط بین اشخاص و بین حکام و حتی ادبی نیز دارای اهمیت است، این اسناد از منظر ادبی در چه جایگاهی قرار دارد؟
○شناخت ادبیات به کار رفته در این اسناد گاهی تخصصی و گاهی جنبه شرعی دارد اما امروزه علاوه بر بُعد دینی جنبه حقوقی و قانونی نیز به خود گرفته است.  این اسناد جایگاه مهمی در بررسی تحلیلی تاریخ اجتماعی و ادبی این خطه از کشورمان دارد. برخی از اصطلاحات به کار رفته در این سندها از منظر فقهی نیز قابل بررسی است‌. به طوری که اکثر آنها  امروزه وارد علم حقوق و مقررات تنظیم روابط مالی بین اشخاص شده و بعضی نیز متروک مانده است. اما دقت نظری که طرفین یک سند برای تنظیم صحیح و منطبق بر قواعد شرعی و عرفی داشته اند، گویای این مهم است که افراد و جامعه مربوط به قرون گذشته نیز هم چون امروز خود را مقید به رعایت اصول حتی در بعضی از ساده ترین معاملات می کردند. از طرفی این اسناد نشان  دانش بالا،عمق نفوذ احکام و قواعد شرعی در میان طبقات مختلف اجتماع و صاحبان این اسناد دارد. تمامی این اسناد دارای تاریخ تنظیم سند بر اساس تقویم رسمی آن روزگاران کشور یعنی هجری قمری است. این تاریخ ها در صدر،ذیل یا حاشیه  اسناد نوشته شده است. بر همین اساس پس از اینکه در زمان پهلوی اول تاریخ رسمی کشور از  هجری قمری به هجری خورشیدی تغییر  پیدا کرد.تاریخ  تنظیم  اسناد نیز به تاریخ رسمی کشور تبدیل شد. اکثر اسناد و مکاتبات توسط اشخاص خطاط و متخصص در این امور و در حضور طرفین سند و یا در جمع تعدادی از کدخدایان و بزرگان (نسبت به اهمیت سند) تنظیم و نگاشته شده است‌. عموم این افراد از ملاهای مکتب دار بودند که علاوه بر فعالیت های تدریسی در مکتب خانه ها،نوشتن وقایع مهم و تنظیم این قبیل اسناد را نیز به عهده داشتند. از افرادی که در دوره پهلوی اول تنظیم این گونه اسناد را به عهده داشتند در منطقه ایسین به کربلائی محمد و ملا عبدل و در ناحیه گنو به شخصی به نام کربلائی محمد دزکی می توان اشاره کرد.معمول  جملات و عبارات این قبیل نوشته ها با آیات و عبارات قرآنی یا دعائی همچون “الحمدالله الذی احل البیع و الشراء و حرم الربا  و صل اله علی محمد و آله”،”بعد الحمد و الصلواه”،”الحمدلله رب العالمین و الصلواه و السلام علی خیر الخلقه محمد و آله اجمعین”و …آغاز می شد. و برخی نیز با فارسی متداول آن عصر که در سراسر کشور معمول و مرسوم بود مانند عباراتی چون ؛” غرض از تحریر این کتاب صواب شرعی و…”،”غرض از تحریر آنکه حاضر گردید”، “حاضر محضر مومنین و کدخدایان گردید”،”مخفی و پوشیده نماند آنکه حاضر گردید” آغاز می شد. برخی از این  اسناد که جنبه مهمتری داشت با جملات مطول تری که در آن عبارات خاصی به کار می رفت، شروع شده است. از آن جمله می توان به سند تقسیم نامچه مورد ۲۵ شوال ۱۳۴۰ قمری اشاره کرد که چنین آغاز شده‌ است؛ ” بعد الحمد و الصلواه، مفاد  و فحوای این کلمات شرعیت آیات صداقت بینات ،ذکر و بیان آن است که حاضر محضر شرافت اهالی شرع انور…”

http://s8.picofile.com/file/8311641092/Hormozgani_new32_.jpg

●از منظر یک حقوقدان اصطلاحات به کار رفته در اسناد که حتی امروزه هم بار حقوقی به برخی از این اسناد می دهد را چگونه با مفاهیم امروزی ارزیابی می کنید؟
○حقوق مدنی مدرن ایران بر اساس فقه  شیعی و نیز در چارچوب قانونی اساسی فرانسه بنیان گزاری شده است. اما اکثر تاسیسات حقوقی پیش بینی شده از فقه اسلامی گرفته شده است. هر چند سابقه تدوین قانون مدنی در ایران به ۹۰ سال پیش یعنی در ابتدای دوره پهلوی باز می گردد اما پیش از آن تمامی وقایع حقوقی بر پایه قواعد شرعی انجام می شد. به همین دلیل اکثر قباله ها و بنچاق های تاریخی توسط افراد متشرع و آگاه به مسائل شرعی تنظیم می شد و جهت تحکیم و ضمانت اجرا آن معاهده توسط افرادی که شاخصه مذهبی و دینی داشتند،مورد گواهی قرار می گرفت. این اسناد نیز از این قاعده مستثنی نبوده و بلا استثنا همگی آنها دارای جنبه هائی از تاسیسات فقهی همچون وکالت،بیع، شراع، رضا و اختیار،خیارات شرعی،اشتراط،قبض و اقباض، وصایت،صحت نفس و عقل، اکراه و اجبار و …است. هر کدام از موارد امروزه دارای مفاهیم خاص خود در عالم علم حقوق بوده و از این منظر،توجه و تدقیق برای این گونه مسائل شرعی در برهه هائی از تاریخ این خطه، قابل توجه بوده  است و از این حیث می توان گفت در تاریخچه تنظیم روابط اجتماعی مردم نواحی بندرعباس ،جزئی ترین قواعد اصولی و شرعی نقش آفرین بوده است.

●به نظر می رسد نثر مکلف،مزین  و پر طمطراق بازمانده از آیین دیوان سالاری قدیم ایران در این گونه اسناد نیز مشهود باشد،به ویژه هر چه پیچیده تر از زبان عامه  باشد نشان از  سواد و ملا بودن نگارنده است،از منظر تطبیقی  این موضوع را چگونه می بینی؟
○آنچه مسلم است اینکه  لحن، گفتار و نوشتار مردم امروز با نسل های پیشین متفاوت بوده و این تغییر  تنها مختص ادبیات محاوره ای نیست بلکه در ادبیات نوشتاری نیز می توان سیر تحول  را در متون به کار برده در این اسناد  مشاهده کرد. استفاده از عبارات طولانی در تاریخ ادبیات فارسی  فراوان می توان دید. و دلیل آن تفاخر و تمایز دیوان سالاران و کاتبان از طبقه عادی اجتماع است. یکی از نمودهای جالب فرهنگی و ادبی این قباله ها و اسناد قدیمی القاب و عبارات احترام آمیزی است که نسبت به افراد مرتبط به اسناد در هنگام نگارش به کار رفته است. این عنوانها نشان از جایگاه اجتماعی افراد دارد. اکثر مردان با القاب و مضامین احترام آمیز خطاب شده اند. برای برخی از زنان نیز این تشریفات اعمال شده است. قبل از اینکه سجل احوال در کشورمان عمومی شود افراد را با نام و نام پدر و محل اقامت می شناختند و برای افراد شاخص تر به هنگام ذکر نام ،اسامی سلسله و اجداد آنها نیز به میان می آمد. در کنار اسامی پدر و اجداد معمول عبارات دعائی که جنبه مغفرت و آمرزش داشت،برای آن افراد به کار برده می شد. از دیگر ویژگی های انتساب مضامین احترام آمیز برای افراد آن است که با بررسی آنها می توان به چگونگی چارچوب و طبقات حاکم بر اجتماع  آن برهه از تاریخ پی برد. هر  طبقه اجتماعی مثلاً ملاک یا تاجر، شارعان دینی و ملایان یا منتسبان به مقامات حکومتی هر یک دارای القابی در اسناد هستند.

●نمونه هائی از این القاب در هریک از این طبقاتی که ذکر کردی، می توانی بیاوری؟
○ در میان زمین داران و ملاکان القابی چون؛  جناب عمده الاعیان،جناب عمده النُجّاب،جناب فخامت نصاب،خیر الحاج، افتخار الحاج،اشرف الحاج،جناب مستطاب عامد نصاب فضائل ماب،جناب مستطاب معارف اکتساب،جناب مستطاب  تقوی شعار و … در مورد زنان نیز که از طبقه ملاک بودند،عبارات احترام آمیزی چون عصمت و عفت نصاب،مخدره محترمه صاحبه، علیا مخدره مکرمه و … به کار می رفت. تجار نیز با عباراتی مورد تکریم قرار می گرفتند که در ضمن آن، به شغل و صنف فعالیت آن نیز اشاره داشت.عباراتی چون جناب عمده التجار و جناب فخامت نصاب عمده التجار  و …القاب منتسب به افرادی که  دارای شئون مذهبی بودند  نیز حاکی از محوریت دین و مذهب شان در امور زندگی و کارشان بود. القابی چون “شریعت آگاه”و “شریعت پناه” را می توان از این دست القاب معرفی کرد.افراد شاخص دارای سمت های دولتی و یا وابستگان به آنها با عباراتی مشابه به ملاکان و زمین داران مورد خطاب قرار می گرفت. این موضوع شاید حکایت از این داشته باشد که لااقل بخش بزرگی از صاحب مناصبان دولتی و حکومتی،خود  از جمله افراد طبقه اجتماعی زمین دار بوده اند که در کنار اسامی این قبیل افراد می توان عبارات احترام آمیزی هم چون “مقرب الخاقان”و “عمده الخوانین و الاعظام “و غیره را در پیشوند نام افراد وابسته به منصب های حکومتی دید. در یکی از قباله های مربوط به خرید و فروش اراضی واقع در ایسین،فروشنده “کربلائی حسینقلی خان ابوالوردی”است که احتمالاً دارای مشاغل حکومتی بوده و از منسوبان حاکم وقت بندرعباس یعنی شجاع نظام ابوالوردی است. از او تحت عنوان “جناب عمده الخوانین  الاعظام”یاد شده است و خریدار  نیز  مرحوم حاج  رییس عبدالله صفا است که برای وی نیز لقب “جناب عمده الاعیان رییس عبدالله بن رییس محمد درگیری” به کار رفته است.

●جناب صفا  یکی از القابی که با خاندان صفا نیز پیوندی نزدیک دارد لقب “رییس ” است که گویا از زمان ملوک هرموز به افراد ملاک که دارای  اقتدار سیاسی و همراه با تفنگچی یعنی بازوی نظامی‌ بودند، اعطا می شد و در تاریخ نیز روسای فالی اسیری مانند رییس شرف الدین  که از وزیران مقتدر و صاحب نفوذ آن دوران بود،نمونه دم دست آن است، این لقب چگونه به میان خاندان صفا آمد؟
○ همان گونه که گفتی در جنوب  ایران این لقب اشرافی قدمتی طولانی دارد و رییس در جنوب ایران  معادل”سر” در انگلیسی،”دون”در اسپانیولی و “کنت” در فرانسوی است. در جنوب ایران این واژه به ملاکان صاحب زمین که دارای قوه قهریه برای حفاظت از زمین هایشان بودند،می دادند. مانند “خان” که در مغولی و ترکی همین معنا را می رساند. “رییس غریب شاه” سرسلسله خوانین فارغانات و سیرمند و رییس سبزعلی درگیری نیای اعلای خاندان ما  در منطقه ایسین  از روسای متاخر تاریخ هرمزگان هستند .معروفترین رییس خطه جنوب نیز  رییس علی دلواری است که داستان مقاومتش در برابر انگلیسی ها زبان زد است.

●نسب خاندان صفا به کجا می رسد ؟
○نیای بزرگ ما فردی بازرگان به نام “ملا حاجی صفاهانی”اهل اصفهان بود که به واسطه امنیتی که شاه عباس بزرگ در جنوب ایران ساخته بود به قصد تجارت حدود سال ۱۱۰۰ خورشیدی  به شهر  عباسی آمد.آن زمان این شهر به علت حضور انگلیسی ها،فرانسوی و هلندی ها بندر معتبری به حساب می آمد. گرمای بندرعباس در تابستان سبب می شد بسیاری از بازرگانان ایرانی و خارجی خرده ملکی را در نواحی اطراف بندرعباس به ویژه ایسین ابتیاع کنند و تابستان را در این منطقه بگذرانند. پس از حمله افاغنه به ایران رونق بازرگانی شهر بندرعباس دچار تزلزل شد و بسیاری از تجار خارجی و ایرانی بندرعباس را ترک کردند. اما خاندان ملاحاجی صفاهانی با افزودن بر املاکشان در ایسین متوطن شدند و به کشاورزی پرداختند. یکی دیگر از اشخاص مشهور خاندان صفا،”رییس سبزعلی صفاهانی [درگیری]”است. او پسر رییس مهدی پسر رییس سبز محمد پسر ملاحاجی صفاهانی است. وی در جریان راندن امامان مسقط از بندرعباس به واسطه عدم پرداخت مالیات و اجاره سالانه و مظالم و شکایت مردم منطقه به ‌حکومت مرکزی،به دلیل همکاری با قوای دولتی  در توطئه ای کشته می شود. وی  در اول محرم ۱۲۸۵ خورشیدی توسط یکی از تفگنچیانش به نام “طالب”  که از سوی انگلیسی ها تطمیع شده بود از پشت سر هدف قرار می گیرد و کشته می شود.  وی دو فرزند پسر  به نام های رییس عبدالرحیم نیای خانواده رحیمی (پور) و رییس محمد  نیای ما  داشت.

●جناب صفا برای سوال آخر همانگونه که خودتان مستحضرید عدم وجود مرکز اسناد و آرشیو در  هرمزگان یکی از ضعف های استان است به نحوی که پژوهش های تاریخی را دچار مشکل می کند،به نظرت چه باید کرد؟
○راه اندازی مرکز آرشیو و اسناد تاریخی ضرورت استان است. بسیاری از اسناد تاریخی مناطق و نواحی هرمزگان در کرمان،فارس و بوشهر نگهداری می شود. و محققان هرمزگانی دسترسی به این آرشیو ها ندارند. پارسال به مرکز   اسناد و آرشیو ملی ایران برای یافتن پاره ای از اسناد مربوط به هرمزگان مراجعه و طی گفتگوئی که با معاون این مرکز داشتم وی موافقت خود را با در اختیار قرار دادن اسناد مربوط به هرمزگان با قید در اختیار قراردادن ساختمانی از سوی استانداری هرمزگان به شرطی که حداقل پنج سال آنجا ماندگار باشند را اعلام کرد. و قول داد که اگر ساختمان مهیا باشد تا عید ۹۶ این مرکز راه اندازی کند.در آن برهه که این مساله را عنوان کردم دو ماه مانده به سال ۹۶ بود. در بازگشت این مورد را به استاندار وقت (جادری) گفتم که وی نسبت به این موضوع ترتیب اثری نداد!

مصاحبه : عباس رفیعی / دریای اندیشه

http://s8.picofile.com/file/8310051384/Hormozgani_new_jpg7.jpg

پاسخ دهید